عصر جمعه است کم کم داریم حرف های آخر سال را جمع می کنیم .من اعظم نازنین آزاده و خیلی های دیگر هنوز در ساختمان جم طبقه دوم مشغول کار هستیم . آخر سال است و باید ویژه نوروز را در بیاوریم. و بعد هم برویم برای تعطیلات طولانی نوروز ...
...
می خواهم جوجه هایم را بشمارم
یک
دو
سه
...
بهار حرف کمی نیست ما نمی فهمیم
زبان تازه تقویم را نمی فهمیم
درخت پاشد زخم زمین مداوا شد
هنوز چیزی از این حرف ها نمی فهمیم..
...
اعظم فراهانی عیدت مبارک!