تبليغاتX
قهوه بدون شكر
 

چه کسی مرا از اعماق خواب هزاران ساله ام بیرون کشید ؟ خوابی که به مرگ شبیه تر بود تا به خواب . هر کاری می کنم آرامش به من برنمی گردد . باید دورتر بایستم تا ببینم چه شده و این آرامش کجا جا مانده است .

 

***

دلم برای تمام دوستانم که مدت هاست ندیده امشان تنگ شده برای تو ، تو ، تو و خیلی های دیگر . خدایا هرگز فکر نمی کردم روزی برسد که بگویم؛ چه روز های خوبی بودند روزهای کتاب هفته !

***

نام تمام دوستانم را به زبان می آورم تا شاید دلتنگیم برطرف شود ؛ نازنین ، اعظم ، زهره ، آذر ، مهستی ، آزاده ها ، ملیحه ، نلی ، مریم ها ، غزاله ، رضا ، حمید ، مجید ، بابک ، مرتضی ها و................

+ نوشته شده در چهارم اسفند 1385ساعت 19:13 توسط گلي |