جدیدا به این نتیجه رسیدم که ما نسل نوستالوژیکی هستیم و منظورم این است که زندگی می کنیم تا گذشته بسازیم و در روزهای آینده با افسوس به آن فکر کنیم ! امروز به دیروز حسرت می ورزیم و فردا غم امروز آزارمان می دهد .
* * *
مجموعه نشریه کارنامه ام تحت نفوذ موذیانه آب قرار گرفته و کپک زده اند. یاد روز های نمایشگاه مطبوعات بخیر که به سراغ غرفه کارنامه می رفتیم و شماره های نداشته ام را می خریدیم .آذر ! آن روزی را که از نگار اسکندر فر در حال سیگار کشیدن یواشکی عکس می گرفتیم یادته ؟ آن عکس ها را هیچ وقت چاپ نکردم . هوزم توی یخچال خانه مامانه!
* * *
چند روز پیش دلم برای دوستان قدیمی خیلی تنگ شده بود و تصمیم گرفتم طی یک اقدام سمبلیک همه آن ها را به کافه آلبالوی سیاه دعوت کنم اما ترس از اینکه که کدورت ها مطرح شوند و ظرف آدم ها پر شود خودم را از این غلط بیجا منع کردم !!
***
دلم می خواهد برایتان از کلاس های عکاسی و جلسات دفتر طنز بگویم اما اگر این ... بگذارد .