چرا ؟

 

چرا وقتی راجع به مسئله ای چیزی نمی دانیم اصرار داریم که در آن مشارکت کنیم؟!

خدا کند !

 

 خودم هم باور نمی کنم ! در یک شرکت تجاری نشسته ام و ادای روزنامه نگاران را در می آورم .

خدا کند بتوانم با بورس و اقتصاد کنار بیایم!

چه شده ، دلتنگی دارد خفه ام می کند ؟

 

چه کسی مرا از اعماق خواب هزاران ساله ام بیرون کشید ؟ خوابی که به مرگ شبیه تر بود تا به خواب . هر کاری می کنم آرامش به من برنمی گردد . باید دورتر بایستم تا ببینم چه شده و این آرامش کجا جا مانده است .

 

***

دلم برای تمام دوستانم که مدت هاست ندیده امشان تنگ شده برای تو ، تو ، تو و خیلی های دیگر . خدایا هرگز فکر نمی کردم روزی برسد که بگویم؛ چه روز های خوبی بودند روزهای کتاب هفته !

***

نام تمام دوستانم را به زبان می آورم تا شاید دلتنگیم برطرف شود ؛ نازنین ، اعظم ، زهره ، آذر ، مهستی ، آزاده ها ، ملیحه ، نلی ، مریم ها ، غزاله ، رضا ، حمید ، مجید ، بابک ، مرتضی ها و................