معطل نهادن جنازه شرعا جایز نیست!

 

مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان می‌برند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد می‌زند و خدا و پیغمبر را به شهادت می‌گیرد که « والله، بالله من زنده‌ام! چطور می‌خواهید مرا به خاک بسپارید؟ اما چند ملا که پشت سر تابوت هستند، بی توجه به حال و احوال او رو به مردم کرده ومی‌گویند: « پدرسوخته ی ملعون دروغ می‌‌گوید. مُرده.مسافر حیرت زده حکایت را پرسید. گفتند: «این مرد فاسق و تاجری ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت پیش که به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضی بلخ شهادت دادند که ُمرده و قاضی نیز به مرگ او گواهی داد. پس یکی از مقدسین شهر زنش را گرفت و یکی دیگر اموالش را تصاحب کرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعای حیات می کند. حال آنکه ادعای مردی فاسق در برابر گواهی چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نمی‌افتد. این است که به حکم قاضی به قبرستانش می‌بریم، زیرا که دفن میّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا جایز نیست.


کتاب کوچه /ب2/ص1463 -احمد شاملو





اگر حرفی برای گفتن باشد!

 

می گویند هیچگاه برای رفتن دیر نیست اما هست به خدا قسم که دیر شده است و من از رفتن ها جا مانده ام . کمی دیرتر از آنچه که سازمان هواشناسی بیخود و بیهوده اعلام  کند نرفته جا ماندم و یا باید ببارم و یا بروم کنار تا خورشید حرف هایش را بگوید(اگر حرفی برای گفتن داشته باشد!) . چه فرق می کند مقصر کیست من ماندم همین جایی که رفتن ذکر همیشگی شان است.

باشد باشد همه و همه حق های عالم برای شما هایی که حق دارید همه شما که نگران به هم ریخته شدن زندگیتان هستید . وای خدا ! وای دلم می خواهد بدوم با فریاد تا از لبه پرتگاهی که به هرچه می خواهد شهرت داشته باشد بیفتم و هرگز دیگر بر نخیزم .

وای خدایا تو را به خداییت یک  کم بیشتر هوای ما را نه که هوا زمین آب نان فرزند خانه مادر جاده ووووووو ما را داشته باش . چه می شود اگر بیایی یا باشی حتی باشم برای همیشه ؟؟؟