به فرزندم...
کودک من
تو باز خواهی گشت از راهی که من رفته ام ...
کودک من
بلوغ تو و پیری من سر به هم دارند...
کودک من
کودک من ...
+ نوشته شده در بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 15:32 توسط گلي
|
تو باز خواهی گشت از راهی که من رفته ام ...
کودک من
بلوغ تو و پیری من سر به هم دارند...
کودک من
کودک من ...
شریک خوبی نبودی
زود تمام شد
این سیگار!
خوووووووووووووب گریه کن !
آجر بر پشت میروی
می روی ...
خانه رویاهایم
را ساخته ای ؟!
واژه ها عریان می شوند
دلت می آید ؟!
من فهمیدم
باید کمی ظریف تر باشم
طناز تر شاید هم ضعیف تر ....
باید زن باشم!
پس ...
فرمان بده تا بوی خاطراتم برخیزد ...
راه گلویم را می گویم
خسته شده است
دلشکسته ام را می گویم
روان شده است
....دیگر چیزی را نمی گویم
بگذار برود....