سپری شد...
دیروز را بیشتر زندگی کردم
امروز هم در دی روز سپری شد...
+ نوشته شده در پنجم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 17:59 توسط گلي
|
امروز هم در دی روز سپری شد...
چیزی شبیه هیچ و همه
جایش را نه نامش را ...
نمی دانم ...
***
آقا ! خانم ! ببخشید...
شما امروز نه دیروز شاید هم فردا
چیزی نیافته اید که بدانید تعلقی به آن ندارید..
رسیده است به گل های قالی.....
نمی گذارد
چایت را
با قرص خورشید
شیرین کنی ؟
که نمی گذارد
کاری به کار هم
نداشته باشید
لیوانت
شبنمش را
مزه مزه کند و
تو فیلم را
برگردانی و
خواب دیشبت را
دوباره ببینی ؟؟
حسین منزوی
یاد روزهای بهاریمان بخیر ....
قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی
کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن .
از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم
اشکهایی را بریز که من ریختم
دردها و خوشیهای من را تجربه کن
دکتر شریعتی