دریاب...


به آب که نگاه می کردم دلم به تپش می افتاد ... آسیه ..آسیه... آسیه

خداوند در دلت بود که موسی را به آب سپردی می دانستی آب قرار است مامن او باشد ....می دانستی ...خداوند در دلت بود که موسی برگشت و نام دایه او را گرفتی ...

خدایا ! دلم را دریاب که بر سر رود منتظر موسایش نشسته...

دلتنگم ...

نو آمدی و دلم را بردی
آنچنان آمدی که هیچ کس نیامد
تو بودی که من بودم
دلم را دفتر دستانت کردم
چه نوشتی که این چنین بیچاره ات شده ام

علیرضا می گوید:


کسی را که به دست نیاورده ام

از دست نخواهم داد

برای من همینطور بود . اما حالا غمی از برای نداشتن او نیست نبودن خودمم است خودی که از دستم بردی ...

برای او راحت است که بگوید ... و برای من دیگر سخت است که بابتش اشک بریزم ... برای اویی که نبود و نیست .

خدا را شکر برای آنچه که به دست آوردم هرچند به سختی !

تو رفتی و او که منتظرم بود آمد

آمد و آمد ...

چنان که بوده است ...


آی آدم ها  !!!

آی آدمها ، که بر ساحل نشسته شاد و خندانيد ،
يک نفر در آب دارد می‌سپارد جان
يک نفر دارد که دست و پای دائم می‌زند
روی ِ اين دريای ِ تند و تيره و سنگين که می‌دانيد ،
آن زمان که مست هستيد
از خيال ِ دست يابيدن به دشمن ،
آن زمان که پيش ِ خود بيهوده پنداريد
که گرفتستيد دست ِ ناتوان را
تا توانائی ِ بهتر را پديد آريد ،
آن زمان که تنگ می‌بنديد
بر کمرهاتان کمربند ...
در چه هنگامی بگويم ؟
يک نفر در آب دارد می‌کند بيهوده جان ، قربان .
آی آدمها که بر ساحل بساط ِ دلگشا داريد ،
نان به سفره جامه تان بر تن ،
يک نفر در آب می‌خواند شما را
موج ِ سنگين را به دست ِ خسته می‌کوبد ،
باز می‌دارد دهان با چشم ِ از وحشت دريده
سايه‌هاتان را ز راه ِ دور ديده ،
آب را بلعيده در گود ِ کبود و هر زمان بيتابی‌اش افزون .
می‌کند زين آبها بيرون
گاه سر ، گه پا ،
آی آدمها !
او ز راه ِ مرگ اين کهنه جهان را بازمی‌پايد ،
می‌زند فرياد و امّيد ِ کمک دارد .
آی آدمها که روی ِ ساحل ِ آرام در کار ِ تماشائيد !
موج می‌کوبد به روی ِ ساحل ِ خاموش ،
پخش می‌گردد چنان مستی به جای افتاده . بس مدهوش
می‌رود ، نعره‌زنان اين بانگ باز از دور می‌آيد ،
آی آدمها !
و صدای ِ باد هر دم دلگزاتر ،
در صدای ِ باد بانگ ِ او رهاتر ،
از ميان ِ آبهای ِ دور و نزديک
باز در گوش اين نداها ،
آی آدمها !

نیما یوشیج - ۲۷ آذر ۱۳۲۰

 

دیالوگ اول

 

مرد: "حواست باشه اینایی که بهت میگم بین خودمون بمونه ها .."

زن :"مطمئن باش از من حرفی در نمیاد ...مطمئنه مطمئن..."

 

...


وقتی شکستی و دیدی شکستنی است

بر عرش تکیه کن بر خویش تکیه کن.....

خداحافظ

چه کسی گفت می توان به زیبایی از هم خداحافظی کرد؟!

مگر اصلا خداحافظی قشنگ است که بتوان زیبا اجرایش کرد؟!

دلم ....دلم .....دلم........

 

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

طوری نیست!

تو

راه را گم کرده ای،

من

تو را گم کرده ام

طوری نیست!

باید به جستجوی خورشید رفت...

 

                                                                    " امیر آقایی "

 

دوستت دارم ها را....

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا، 

 دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

 این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

 باید آدمش پیدا شود!

 باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

 سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش...

شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند

توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد

برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟

بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!

سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری...

اما بگذار به سن تو برسند!

بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند

غریب است دوست داشتن.

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد...

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

تقصیر از ما نیست؛

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

"دکتر شریعتی"

به حمدلله ...


امروز به حمدلله از دی بتر است این دل

امروز در این سودا رنگ دگر است این دل