از ارتفاع نمی ترسیدم
وقتی عبور می کردم
با جغرافیای شعرهایت
از پل های هوایی
که بین شهرهایمان کشیده بودیم

روی دست هایم می ایستادم
حتی.
با پا که نه !
با سر می رفتم
رفتم
افتادم
در چاهی
که دیوانه ای سنگ نه!
خودش را انداخت.